محمد بن علي بن سليمان الراوندي
24
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )
پرور تست ، اين بام بىدركش فلك ميخوانند منزل پاسبان بام و در تست و اين بوم بيرانكش جهان مىدانند تنگنايى بر لشكر تست ، تا كلاه انصاف بر سر تست فتنه ديگر كله كژ ننهذ ، بيت « 1 » سايهء پرّ هماى از چه سعادت اثرست * زآنك از فرّ ملك خاصيتى در بر اوست پرچم شب رنگ شاه گيسوى عروسان ظفرست و خون شفق از آتش تيغ او يك شررست ، توسن چرخ در سرآيذ اگر بر خلاف او گام نهذ 16 و دور اين نه دايره از بهر دشمن او دام مادام نهذ ، بيت « 1 » گوش ميدار كه شمشير زحل كينهء او * باج بر گردن ناچخ زن بهرام نهذ ذات عاطرش درختيست كه برگش تأييد و ظفرست و بارش فتح و f . 11 a نصرتست ، هرآنك در كين او روذ در آتش دوزخ رفت ، و هر آنك بزنهار او آيذ بزنهار حق بوذ ، « 2 » سراى جهان كه سقفش آسمانست بمعمارى راى او معمورست « 2 » ، و سيهرويى آنك عصيان برين آستان كنذ بر صفاى صفّهءش مسطورست ، شعر « 3 » بناميزد تعالى اللّه دوصذ كيخسرو ار خواهى * بهبينى در قباى شه نشسته در صف بارش وگر ميدان شه بينى بيابى « 4 » وقت جولانش * هزاران رستم دستان بزين رخش رهوارش
--> ( 1 ) از تركيب بند مجير بيلقانى در مدح اتابك نصرة الدّين محمّد كه اوّلش اينست : يا رب اين قامت چون سرو خرامان نگريد * يا رب اين عارض و اين زلف پريشان نگريد ديوان مجير ff . 60 b - 63 a ( 2 - 2 ) در حاشيه بطور نسخهء بدل افزوده : سرايى را كه سقفش آسمانست بمعمارى راى اوست معمور ( 3 ) احتمال قويست كه اين دو بيت از قصيدهء مجير بيلقانى است كه اوّلش اينست : سياهى مىكند با من سر زلف نگونسارش * بلب مىآورد جانم لب لعل شكربارش نسخهء ديوان مجير كه در كتابخانهء بادلين ( Bodleian ) در اكسفورد است خيلى ناتمام و ناقص است و چند ورق ازو افتاده است ، اين قصيده در آن نسخه بكلّى مفقود است ولى چند بيت از آن در انتخاب ديوان مجير ( نسخهء برتش ميوزيم ( Add 8993 موجود است ، ( 4 ) ن ا : سابى